تبلیغات
دنیاى دانلود كتاب

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


دنیاى دانلود كتاب
كتاب بهترین سرگرمی وبهترین معلم برای انسان است.
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 اسفند 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: بابوشکا صدایم کن( بازنویسی شده)

نویسنده: مرضیه ستوده

حجم: 188kb

  قسمتی از متن:

پرده‌ها همیشه آویخته ست، کیپ تا کیپ. مگر من یا تو برویم کنارشان بزنیم، تا نور انگار که آن پشت جمع شده باشد بی‌قرار بریزد توی اتاق، تا سبکی نور به سنگینی جان اشیا رخنه کند و رفته رفته شکل خود را بازیابند.
روی دیوار روبرو، پرتره‌ی زنی‌‌ست به غایت زیبا. آرامش چشم‌هایش دعوت کننده، تو را وامی‌دارد تا با صبر بیشتر نگاهش کنی. گردن کشیده، شانه‌های مرمرین و سری که اینطور چرخانده، حکایت از غروری سرمست کننده دارد و پایین‌تر سینه‌ها که می‌رود برجستگی بگیرد، پرتره تمام می‌شود. مثل موجی که هرگز فرو نریزد.
سی سالگی‌ی اِما ایوانوا کورین. وسط اتاق یک پیانو است با صلابت و چشم‌نواز. زیر پیانو و این‌طرف آن‌طرفش بسته‌های پوشک قرار دارد. دیوار کناری، پوشیده است از عکس‌ها و مدال‌های افتخار‌افرین اِما و فرزندانش در طول زندگی. عکس‌های شوهرش آندره هم هست، هنگام سواری.

 

* جهت دانلود کلیک کنید*

 





طبقه بندی: داستان كوتاه،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 دی 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: 24 ساعت در خواب وبیداری

نویسنده: صمد بهرنگی

حجم:351 کیلو بایت

 

*** جهت دانلود کتاب کلیک کنید***





طبقه بندی: داستان كوتاه،
برچسب ها: صمد بهرنگی، داستان کوتاه،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: پدر ،عشق وپسر

اثر بی نظیری از :استاد سید مهدی شجاعی

قسمتی از متن اثر:

انگار چنین مقدر شده است که من هر روز مقابل تو بنشینم و بخشی از آن حکایت جانسوز را برای خودم تداعی و برای تو روایت کنم . تدبیر من از ابتدا این بود، اما اگر تقدیر خداوند همراهی نمی کرد به یفین چنین چیزی ممکن نمی شد.
جراحت ، جای جای بدنم را شکافته بود و خون از تمامی جوارحم فرو می چکید. من دوام آوردنی نبودم . من زنده ماندنی نبودم . و اگر نبود تقدیر چشمگیر خداوند، من بازگشتنی و به اینجا رسیدنی نبودم.
در تمام طول راه که با خودم و آن عزیز یگانه واگویه می کردم ، می گفتم انگار من مانده ام که روایت کنم تو را! و همچنان بر این گمانم که این است رمز ماندن من در پی آن توفان آشوب و فتنه و بلا.
بنشین لیلا ! این طور با چشم های غم گرفته و اشکبار ، به من خیره نشو. من آتش این دل سوخته را؛ این نگاه غمزده را بیش از این تحمل نمی توانم کرد. هر چند تو هر روز بر زخمهای من مرهمی تازه گذاشتی و من هر روز بر جکر دندان گزیده ی تو جراحت تازه ای نشاندم ، اما کیست که بتواند این همه غم را در نگاه یک زن ببیند و تاب بیاورد؟!

*  جهت دانلود کلیک کنید*





طبقه بندی: مذهبی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 آذر 1390 توسط محمدرضا

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند
یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند

 

 این شعر بسیار زیبا از شاعر دلسوخته اهل بیت آقای احد ده بزرگی می باشد .





طبقه بندی: پست ویژه،
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 آبان 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: مردی در جهنم

اثر: جمعی از نویسندگان ناشناس

توضیحات: مجموعه 15 داستان کوتاه از نویسندگان ناشناس

حجم: ۲۴۰ kb

* جهت دانلود کلیک کنید*





طبقه بندی: داستان كوتاه،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: داستان هاملت

اثر ویلیام شکسپیر

تلخیص:ا.انتظاری

قالب: داستان کوتاه

حجم:202 KB

توضیح: این کتاب شکل داستانی "هملت" اثر معروف ویلیام شکسپیر می باشد.

قسمتی از کتاب:

آنروز وقتی که پاییز رنگ اندوه را بر همه جا پاشیده بود و آفتاب می رفت تا شبی دیگر را آغاز کند واقعه ای بزرگ در قلب پایتخت امپراتوری دانمارک در حال شکل گرفتن بود در آن باغ خیال انگیز که کاخ امپراتوری در آن قرار داشت و اینک دستخوش تاراجگری خزان شده بود و کلاغهای سیاه آوای شومی سر داده بودند فرمانروای دانمارک ان مایه جلال سرزمین کهنسال دانمارک و آن فرزانه مرد دادگستر به طرزی حیرت انگیز در عنفوان جوانی و سلامت کامل روی به سرای مرگ نهاده بود فقدان او اندوهی شگرف بر دلها افکند و جملگی ملت که فرمانروا را بس گرامی می دارند اسیر اندوهی بس بزرگ می شوند به زودی برادر فرمانروا کلادیوس که مردی جفا کار و قسی القلب است بر مسند فرمانروایی تکیه می زند و زمام امور امپراتوری را بدست می گیرد.
از فرمانروای پیشین بیوه ای خوش سیما بر جای مانده است که نامش گرترود می باشد و از فرمانروا پسری زاده که نامش هاملت است...

*** جهت دانلود کتاب کلیک کنید***


 





طبقه بندی: داستان كوتاه،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مهر 1390 توسط محمدرضا

نام کتاب: چرای دریا توفانی شده بود

اثر: صادق چوبک

قالب: داستان کوتاه ایرانی

حجم: 200 KB

گزیده ای از متن کتاب:

شوفر سومی كه تا آن وقت همه اش چرت زده بود و چیزی نگفته بود كاكا سیاه براق گنده ای بود كه گل و لجن باتلاق رو پیشانی و لپ هایش نشسته بود. سر و رویش از گل و شل سفید شده بود. این سه تن با كهزاد كه پای پیاده رفته بود بوشهر از پریشب سحر توی باتلاق گیر كرده بودند و هر چه كرده بودند نتوانسته بودند از توی باتلاق رد بشوند.
سیاه مانند عروسك مومی كه واكسش زده باشند با چهره ی فرسوده ی رنجبرده اش كنار منقل وافور و بتر عرق چرت می زد. چشمانش هم بود. لبهایش مانند دو تا قلوه روهم چسبیده بود. رختش چرب و لجن مال بود. موهای سرش مانند دانه های فلفل هندی به پوستش چسبیده بود. رو موهایش گل و لجن نشسته بود. هر سه چرك و لجن گرفته بودند.
صدای ریزش باران كه شلاق كش روی چادر كلفت آب پس نده ی كامیون می خورد مانند دهل توی گوششان می خورد. هر سه تو لك رفته بودند، كلافه بودند. آن دوتای دیگر هم كه با هم حرف می زدند حالا دیگر خاموش شده بودند و سوت وكور دور هم نشسته بودند. گویی حرفهایشان تمام شده بود و دیگر چیزی نداشتند به هم بگویند.
اما هنوز آهسته لبهای عباس به هم می خورد. گویی داشت با خودش حرف می زد. اما صدایش گم بود. صدا كه از گلویش درمی آمد تو غار دهانش می غلتید و جذب دیواره هایش می شد. بعد سرش را مانند آدمهای زنده از توی گریبانش بلند كرد...........

 

 ***جهت دانلود کتاب کلیک کنید***


 





طبقه بندی: داستان كوتاه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 مهر 1390 توسط محمدرضا

این هم اولین کتابم بعد از دوسال.

نام کتاب: جاده های انتظار

قالب: رمان ایرانی

حجم:2,305 KB

گزیده ای از متن کتاب:

برای چندمین بار بود كه صدای پدر بلند می شد:
- حاضر شدید؟ ای بابا من نمی دونم برداشتن یه ساك و لباس پوشیدن چقدر معطلی داره؟ عجله كنید
مادر با صدایی بلند اما خونسرد گفت:
- از بس داد و قال راه انداختی منم هول كردی یه كم حوصله كن تا ببینم چیزی رو از قلم ننداخته باشم
پدر با دیدن دخترش لبخند پر از مهری زد و گفت:
- چه عجب دختر گلم برای یك بار هم شده از مادرش زرنگ تر شده
رویا با دلخوری گفت:
- یعنی تا حالا زرنگ نبودم دیگه دستت درد نكنه بابا!
- شوخی كردم عزیز دلم تو همیشه تو انجام كارات دقیق و منظم بودی فقط به مادرت بگو یه كم بجنبه باور كنید به خاطر شما این قدر هول می زنم نمی خوام به گرما بخوریم
در همین اثنی بود كه .....

*** جهت دانلود کلیک کنید***


 





طبقه بندی: رمان ایرانی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 توسط محمدرضا

با سلام خدمت همه دوستان وهمراهان عزیز.

بالاخره بعد از حدود دو سال که وبلاگ با یه مشکلی رو به رو شده بود ونمی تونستم وارد پنل بشم با کمک یکی از دوستای عزیزم به اسم حمید این مشکل حل شد و من دوباره می تونم در خدمتتون باشم. واقعن برام جای خوشحالیه که باوجود دوسال به روز نشدن این وب روزانه حدود 80 تا 100 بازدید کننده رو داشته.امیدوارم با یک شکل جدید وکتابهای بهتر دوباره در خدمتتون باشم.

 و اینکه یه آدرس واسطه  به این وبلاگ وصل کردم که اینه:

WWW.E-BOOKLAND.TK

 که از طریق این آدرس هم می تونین وارد وب بشین.





طبقه بندی: عمومی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1388 توسط محمدرضا

مشخصات کتاب:

زنان نامدار شاهنامه

اثر:دکتر میر حسن عاطفی

حجم:372kb

توضیحات:در این کتاب به معرفی وبررسی چند زن نامدار کتاب شاهنامه فردوسی اشاره شده است.

 

             جهت دانلود کتاب کلیک کنید





طبقه بندی: کتاب های تاریخی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مهر 1388 توسط محمدرضا

با یک داستان کوتاه جالب وجذاب در خدمتتون هستم.

راستی توی نظر سنجی حتما شرکت کنید چون تعداد آرا به میزان کافی نیست.حداقل باید نزدیک دو هزار نفر شرکت کنند.منتظرم.


مشخصات کتاب:مصطفی مستور

نام کتاب:چند روایت معتبر از برزخ

اثر:مصطفی مستور

حجم:147kb

 

          جهت دانلود کتاب کلیک کنید

 

 

 





طبقه بندی: داستان كوتاه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 مهر 1388 توسط محمدرضا

این هم قسمت دوم رمان هستی من

جا داره همینجا از همه دوستان به خاطر دیر قرار دادن این مطلب عذرخواهی بکنم.کتاب آماده بود اما به خاطر درگیری دانشگاه وانتخاب واحد ودرس و... کمی دیر شد.سعی می کنم جبران کنم.


مشخصات کتاب:

رمان هستی من قسمت دوم

اثر:رضوان جوزانی

حجم:1mb

           

                    دانلود رمان هستی من





طبقه بندی: رمان ایرانی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 شهریور 1388 توسط محمدرضا

عید سعید فطر رو به همه دوستان عزیز تبریک می گم.امیدوارم طاعات وعباداتتون مورد قبول درگاه خداوندی قرار گرفته باشه.


توی این پست قراره شما رو به خوندن یک رمان ایرانی زیبا ودلنشین دعوت کنم رمانی زیبا وعاشقانه با نام هستی من.رمانی سراسر عشق آمیخته با غرور،سوظن،تردید،شکست واشک ها ولبخند ها ی بسیار.رمان خیلی زیباییه.امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرین.توی این قسمت بخش اول رمان رو می ذارم وبه زودی بخش دوم رو هم به احتمال زیاد توی پست آینده بذارم.هر دو بخش آماده است.

راستی منتظر خوندن نظرات شما راجع به این رمان زیبا هستم.


شناسنامه کتاب:

نام کتاب:هستی من

نوشته:رضوان جوزانی

حجم:  02/mb 1

 

           دانلود رمان هستی من 

 





طبقه بندی: رمان ایرانی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محمدرضا

توی این پست تصمیم دارم به یکی از قول هام عمل کنم.

یکی از دوستان درخواست کتابی دیگر از مجموعه اشعار خانم سیمین بهبهانی رو داشت که می تونه دانلود کنه.

بقیه درخواست ها هم به زودی...

به قول معروف کار ما دیر وزود داره ولی...


نام کتاب:تازه هاسیمین بهبهانی

اثری از:سیمین بهبهانی

حجم:331kb

 

        دریافت کتاب تازه ها





طبقه بندی: مجموعه شعر،
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:4) 1 2 3 4

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک